ترجمه "roar" به فارسی

غرش, فریاد, خروشیدن بهترین ترجمه های "roar" به فارسی هستند.

roar verb noun دستور زبان

To make a loud, deep cry, especially from pain, anger, or other strong emotion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غرش

    verb noun

    of animals, to make a loud deep noise [..]

    He seemed to hear voices a voice roaring in surprised protest.

    صداهایی در مغزش شنیده میشد صدای یک نفرکه غرش کنان اعتراض میکرد، شنیده میشد.

  • فریاد

    noun

    long, loud, deep shout

    Occasionally the murmuring of the stream rose more loudly through the silence, like the roaring of some beast.

    گاهگاه در خاموشی شب غرش رودخانهای با نیروی بیشتری مانند فریاد دام و دد برمیخاست.

  • خروشیدن

    verb

    to make loud, deep cry of emotion [..]

  • ترجمه های کمتر

    • نعره
    • نئره
    • خروش
    • صدا
    • غریو
    • هیاهو
    • همهمه
    • غلغله
    • قهقهه
    • غوغا
    • توفیدن
    • غرنبه
    • غرنبیدن
    • غرویدن
    • ژغند
    • توف
    • (با self-) با نعره زدن خود را ... کردن
    • (به ویژه اسب سرما خورده) خرخر کردن
    • (شیر یا انسان خشمگین و غیره) غریدن
    • (صدای) خنده ی بلند
    • (موتور و غیره) صدای بلند کردن
    • به غرش درآمدن
    • خرناس کردن
    • خس خس کردن
    • شادیانه کردن
    • شیون کردن
    • صدای بلند
    • غرش کردن
    • غلغله کردن
    • غوغا کردن
    • فریاد زدن
    • قاه قاه
    • نعره زدن
    • نعره کشیدن
    • هیاهو کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " roar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Roar
+ اضافه کردن

"Roar" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Roar در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "roar" با ترجمه به فارسی

  • (دامپزشکی) سرماخوردگی اسب (همراه با صدای خس خس) · (عامیانه) پر رونق · توفانی · خروش · خروشان · غرش · غریو · غُرّان، غرنده · فریادکشی · متلاطم · نعره کشی · پر بزن و بکوب · پر جنجال · پر جنگ و دعوا · پر سروصدا · پر شور · پر غلغله · پرخروش · پرهیاهو
  • (خودمانی) پر سروصدا · غوغا · محشر · پرغلغله
  • (هواشناسی) بخش توفانی و ابر زای اقیانوس میان عرض جغرافیایی 04 تا 05 درجه (به ویژه در نیمکره ی جنوبی)
اضافه کردن

ترجمه های "roar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه