ترجمه "rob" به فارسی

ربودن, دزدیدن, دستبرد زدن بهترین ترجمه های "rob" به فارسی هستند.

rob verb noun دستور زبان

(transitive) To steal from, especially using force or violence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ربودن

    Verb verb

    to steal from, using violence

  • دزدیدن

    verb

    He had killed the proprietor of a jewelrystore in trying to rob it.

    که جواهرفروشی را ضمن تلاش برای دزدیدن جواهرات مغازهاش کشته بود.

  • دستبرد زدن

    verb

    We didn't know we were robbed until halfway through the day.

    ما تا نيمه هاي روزنمي دونستيم که بهمون دستبرد زدن.

  • ترجمه های کمتر

    • لخت کردن
    • زدن
    • چاپیدن
    • بی بهره کردن
    • در ربودن
    • راهزنی کردن
    • سرقت کردن
    • غارت کردن
    • محروم کردن
    • گوش بریدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rob " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rob proper

A diminutive of the male given name Robert. [..]

+ اضافه کردن

"Rob" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rob در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "rob" با ترجمه به فارسی

  • از من دزدی شده
  • کوکتل دارای ویسکی و ورموت شیرین و بیترز
اضافه کردن

ترجمه های "rob" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه