ترجمه "robust" به فارسی
قوی, قوی بنیه, تنومند بهترین ترجمه های "robust" به فارسی هستند.
robust
adjective
دستور زبان
Requiring strength or vigor; as, robust employment. [..]
-
قوی
adjectiveHe had inherited from his father and grandfather their robust constitutions.
این بنیهٔ قوی به ارث از پدر و پدربزرگش به او رسیده بود.
-
قوی بنیه
adjectiveMr Trumbull was a robust man
این دلال حراج مردی تنومند و قوی بنیه بود،
-
تنومند
He was a man of medium stature, thickset and robust, in the prime of life.
این، مردی بود میانه بالا، چهارشانه، تنومند، در کمال سن.
-
ترجمه های کمتر
- نیرومند
- زورمند
- خشن
- دشوار
- زمخت
- تهمتن
- چنبه
- رستم
- فریبرز
- پرزور
- شاق
- زننده
- (کار و غیره) سخت
- خوش بنیه
- خوش طعم و قوی
- مستلزم قوت جسمی
- هیکل دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " robust " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Robust
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Robust" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Robust در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "robust" با ترجمه به فارسی
-
استواری
-
بهینهسازی استوار
-
تنومندی · ستبری · قوت · نیرومندی
-
شاخص استواری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن