ترجمه "robustness" به فارسی

تنومندی, قوت, ستبری بهترین ترجمه های "robustness" به فارسی هستند.

robustness noun دستور زبان

The quality of being robust. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنومندی

    blazing man that was like a volcano spouting forth strength, robustness, and health.

    و ملتهب که همچون کوه آتشفشان بود و قدرت و تنومندی و سلامت از دهانهاش فوران میکرد خم کند.

  • قوت

    noun

    or taking away one particle from their compacted aged robustness.

    یا اندک پارهای از قوت و استحکام سالخورده و به هم فشرده آنها کم کرده باشد و آن مرد از چوب بست رها شده باشد.

  • ستبری

  • نیرومندی

    Philip noticed then that Miss Wilkinson had a robust form and was proud of it.

    فیلیپ در آن لحظه بود که پی برد که میس ویلکینسن هیکل پر و نیرومندی داردکه سخت به آن مینازد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " robustness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Robustness
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استواری

    در بهینه سازی مهندسی صنایع کاربرد دارد

عباراتی شبیه به "robustness" با ترجمه به فارسی

  • (کار و غیره) سخت · تنومند · تهمتن · خشن · خوش بنیه · خوش طعم و قوی · دشوار · رستم · زمخت · زننده · زورمند · شاق · فریبرز · قوی · قوی بنیه · مستلزم قوت جسمی · نیرومند · هیکل دار · پرزور · چنبه
  • بهینهسازی استوار
  • شاخص استواری
  • (کار و غیره) سخت · تنومند · تهمتن · خشن · خوش بنیه · خوش طعم و قوی · دشوار · رستم · زمخت · زننده · زورمند · شاق · فریبرز · قوی · قوی بنیه · مستلزم قوت جسمی · نیرومند · هیکل دار · پرزور · چنبه
اضافه کردن

ترجمه های "robustness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه