ترجمه "rocky" به فارسی

سنگی, سنگلاخ, سخت بهترین ترجمه های "rocky" به فارسی هستند.

rocky adjective دستور زبان

Unstable; easily rocked. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنگی

    adjective

    Again he climbed the rocky height he had ascended the previous evening

    رفت به بالای مرتفعترین سنگی در جزیره

  • سنگلاخ

  • سخت

    adjective

    And a very rocky round indeed for Mr. Graziano.

    واقعاً يک راند خيلي سخت براي آقاي گرازيانو بود.

  • ترجمه های کمتر

    • شل
    • دشوار
    • جنبان
    • سنگناک
    • پرسنگ
    • صعب
    • لق
    • لرزان
    • گیج
    • سست
    • (از نظر استحکام یا سختی یا ظلم) سنگ مانند
    • شل و ول
    • مشتمل بر سنگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rocky " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rocky proper

A male given name, pet form of Rocco. [..]

+ اضافه کردن

"Rocky" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rocky در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "rocky" با ترجمه به فارسی

  • رشتهکوه راکی · کوه های راکی (از جنوب ایالات متحده تا کانادا و آلاسکا راستا دارد)
  • پارک ملی راکی مانتاین (در ایالت کلرادو- امریکا - 6301 کیلومتر مربع) · پارک ملی کوه راکی
  • رجوع شود به Rocky Mountains
  • (پزشکی - بیماری ناشی از ترکیزه ای به نام Rickettsia rickettsii که توسط گزیدگی کنه های جنس Dermacentor ایجاد می شود و نشان آن تب و درد عضلات و جوش های پوستی است) تب راکی
  • رشتهکوه راکی
  • گوسفند کوه های راکی (رجوع شود به bighorn)
  • حالت سنگ مانند یا سنگی بودن · سنگ بود · سنگ بودی
  • (جانور شناسی) بز راکی (Oreamnos americanus - بومی کوه های راکی در امریکای شمالی)
اضافه کردن

ترجمه های "rocky" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه