ترجمه "rod" به فارسی

چوب, میله, عصا بهترین ترجمه های "rod" به فارسی هستند.

rod verb noun دستور زبان

A straight, round stick, shaft, bar, cane, or staff. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چوب

    noun

    Looks like a rod of charcoal to me.

    به نظر می رسد مانند یک تکه زغال چوب به من.

  • میله

    noun

    We had to take bone from your hip and pin it to your leg with a steel rod.

    مجبور شدیم از لگنت استخوان برداریم و با یه میله آهنی به پات متصل کنیم

  • عصا

    How dare the rod now magnify itself over the one who uses it!

    چگونه عصا به خود اجازه میدهد که در مقابل کسی که از آن استفاده میکند قد علم کند!

  • ترجمه های کمتر

    • قدرت
    • ترکه
    • دیلم
    • وشنگ
    • چوبکاری
    • تخمه
    • مفتول، میل، میله
    • سنبه
    • مرود
    • گوشمالی
    • تبار
    • ابهت
    • (از فلز یا چوب یا پلاستیک و غیره) میل
    • (امریکا - خودمانی) تپانچه 1
    • (امریکا - خودمانی) رجوع شود به hot rod 2
    • (انجیل) عصا
    • (انجیل) نژاد
    • (ترکیزه شناسی) ریزجاندارباسیل مانند
    • (مجازی) قدرت و اقتدار
    • (معمولا با: the) تنبیه
    • (مهره داران) یاخته ی میله مانند
    • (یکان سنجش درازا برابر با 30/5 متر یا پنج و نیم یارد) راد
    • راد (یکا)
    • راد مربع (برابر با 92/52 متر مربع) 0
    • راست شاخه
    • رجوع شود به fishing rod 5
    • رجوع شود به ramrod
    • میل یاخته (در مردمک چشم) 3
    • میلیزه سان 4
    • چوب (راست و نازک)
    • گرز مرصع (که شاهان در مراسم رسمی به دست می گرفتند و نشانه ی قدرت و مقام بود)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rod " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rod proper

A nickname for the male given names Rodney and Roderick. [..]

+ اضافه کردن

"Rod" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rod در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "rod"

عباراتی شبیه به "rod" با ترجمه به فارسی

  • (خودمانی - اتومبیلی که ابزار تجملی و تزیینی آنرا کنده و موتور آنرا برای سرعت بیشتر تقویت کرده اند) گرم تاز · رجوع شود به hot rodder · هات راد
  • یاخته استوانهای
  • (گیاه شناسی) بداغ امریکایی (Viburnum cassinoides)
  • چوب آب یابی (چوب دستی دوشاخ که با آن محل آب های زیرزمینی را برای حفر چاه معلوم می کردند)
  • چوبپرده
  • (اتومبیل) میله ی رابط فرمان و چرخ ها · (معماری) میله ی بست · میله ی کش (که دیوار و تاق را مستحکم می کند)
  • (انگلیس) سرراهنمای دارندگان نشان گارتر (Order of the Garter) در مجلس لردان (عنوان کامل آن : Black RodGentleman Usher of the) · (در سایر کشورهای مشترک المنافع) همین شغل در پارلمان هر کشور
  • (در واکنشگرهای اتمی) سوخت میله (میله ای که حاوی سوخت اتمی است) · میله ی سوخت
اضافه کردن

ترجمه های "rod" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه