ترجمه "roiling" به فارسی
آشفته, سرکش, متلاطم بهترین ترجمه های "roiling" به فارسی هستند.
roiling
noun
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of roil. [..]
-
آشفته
adjectivein a much larger, roiling pot of universal stuff.
تنها حباب موجود در یک ملغمه آشفته از جهان هستی باشد.
-
سرکش
adjective -
متلاطم
adjectiveAnd then the sea beneath the Pearl began to roil.
يهو آب زير کشتي متلاطم شد
-
یاغی
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " roiling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن