ترجمه "rollaway" به فارسی

چرخدار, چرخکدار, چرخه دار بهترین ترجمه های "rollaway" به فارسی هستند.

rollaway adjective دستور زبان

Having wheels to allow for storage. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرخدار

  • چرخکدار

  • چرخه دار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rollaway " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "rollaway" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه