ترجمه "roller" به فارسی
استوانه, غلتک, غلتان بهترین ترجمه های "roller" به فارسی هستند.
roller
noun
دستور زبان
anything that rolls [..]
-
استوانه
I figure it's like riding a roller coaster.
حالت من مثه کسه که استوانه کشتي قورت داده
-
غلتک
-
غلتان
Yes, peace train Holy Roller
آری ای قطار صلح مقدس غلتان.
-
ترجمه های کمتر
- بیگودی
- غلتانه
- نیواره
- وردنه
- گردونچه
- گردونگر
- نورد
- (شخص یا چیز) غلتنده
- (پرنده) معلق زن
- (چاپ) مهر غلتان
- آسه ی گردان
- باند زخم بندی (پیچیده شده دور قرقره)
- غلتش آور (رجوع شود به roll)
- قناری چهچه زن 0
- مهر گردان (که با آن به حروف جوهر می مالند)
- موج خیزان
- موج غلتان (که روی ساحل پیش می رود)
- وابسته به اسکتینگ (roller scating)
- چرخ زن (به ویژه انواع پرندگان استوایی که هنگام پرواز در هواغلت می زنند مثلا تیره ی Coraciidae)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " roller " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Roller
noun
دستور زبان
(slang) A Rolls-Royce car [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Roller" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Roller در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "roller"
عباراتی شبیه به "roller" با ترجمه به فارسی
-
غلتکها
-
مسيرهای كابلي · نقالهها · نقالههاي بادي · نقالههاي غلتكي · نقالههاي لرزان · نقالههاي مته · نقالههاي نواري · نقالههاي پيچي
-
(مکانیک) بلبرینگ غلتکی · بلبرینگ · رولر برینگ · یاتاقان غلتک دار · یاتاقان غلتکی
-
سبزقبای بالارغوانی
-
سبزقبای زمینی دمدراز
-
رولر دربی
-
اسکیترهاکی
-
برگپیچان · بيدهاي پيچش برگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن