ترجمه "romp" به فارسی
جست, رازونیاز, جماع بهترین ترجمه های "romp" به فارسی هستند.
romp
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To play about roughly, energetically or boisterously. [..]
-
جست
noun -
رازونیاز
-
جماع
noun
-
ترجمه های کمتر
- پرهیاهو
- فراری
- رقص
- (بازی) پر سروصدا
- (به ویژه دختر) اهل جست و خیز و سروصدا
- (مسابقه و انتخابات و غیره) برد آسان
- (مسابقه و غیره) به آسانی بردن
- بازی و جیغ و داد کردن
- جست و خیز
- جست وخیز
- جست وخیز کردن
- جیغ جیغو
- جیغ و دادی
- رقاصی کردن
- سرور و نشاط
- شادی کردن
- عشق بازی
- عشق بازی کردن
- مغازله کردن
- ورجه ورجه
- ورجه ورجه کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " romp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Romp
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Romp" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Romp در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن