ترجمه "rompy" به فارسی
مایل ببازی کردن باجیغ ودادودنبال هم دویدن ترجمه "rompy" به فارسی است.
rompy
adjective
دستور زبان
Tending to romp; playfully adventurous.
-
مایل ببازی کردن باجیغ ودادودنبال هم دویدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rompy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن