ترجمه "room" به فارسی
اتاق, جا, خانه بهترین ترجمه های "room" به فارسی هستند.
(dialectal or obsolete) Wide; spacious; roomy. [..]
-
اتاق
noundivision in a building {{jump|t|part of a building|s [..]
Please put the light out when you leave the room.
لطفاً هنگامی که اتاق را ترک میکنید، چراغ را خاموش کنید.
-
جا
nounspace {{jump|t|space|s
Shift yourself, Daddy, and make room for my little sit me down.
ددی خودتو تک ون بده و یه ریزه جا برای ماها باز کن.
-
خانه
nounThere are papers in my rooms I must attend to.
اوراقی در خانه دارم که باید ترتیبی برایشان بدهم.
-
ترجمه های کمتر
- فضا
- اطاق
- محل
- آپارتمان
- منزل
- موقع
- شایش
- گنجایی
- امکان
- شغل
- (جمع) مسکن
- (قدیمی) به جای
- (مجازی) جا
- (مهجور) مقام
- اتاق دادن (به)
- اتاق گرفتن (یا اشغال کردن یا کرایه کردن)
- از جانب
- اهل اتاق
- به اتاق بردن
- جای زندگی
- جای کافی
- حاضران (در اتاق)
- زندگی کردن (در محل به خصوص)
- منزل دادن به
- وسیعتر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " room " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Room (Chinese constellation)
"Room" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Room در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "room"
عباراتی شبیه به "room" با ترجمه به فارسی
-
اتاق قرائت · خوانشگاه · قرائت خانه
-
(انگلیس) آپارتمان یک اتاقه · آپارتمانی که خوابگاه و اتاق نشیمن آن یکی باشد (bed-sitter و bed-sit هم می گویند)
-
شیرخوارگاه · قلمستان
-
اتاق یا اداره ی ارسال محمولات و فرآورده ها
-
اتاق نشیمن · سالن نشیمن
-
سالن خزندگان