ترجمه "roomful" به فارسی
اشخاص توی اتاق, اشیای اتاق, به اندازه ی یک اتاق بهترین ترجمه های "roomful" به فارسی هستند.
roomful
adjective
noun
دستور زبان
The amount that a room can hold, especially the number of people that can fit into a room [..]
-
اشخاص توی اتاق
-
اشیای اتاق
-
به اندازه ی یک اتاق
-
ترجمه های کمتر
- حاضران (در اتاق)
- یک اتاق پر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " roomful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "roomful" با ترجمه به فارسی
-
اتاق قرائت · خوانشگاه · قرائت خانه
-
(انگلیس) آپارتمان یک اتاقه · آپارتمانی که خوابگاه و اتاق نشیمن آن یکی باشد (bed-sitter و bed-sit هم می گویند)
-
شیرخوارگاه · قلمستان
-
اتاق نشیمن · سالن نشیمن
-
سالن خزندگان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن