ترجمه "rotary" به فارسی

فلکه, چرخشی, چرخنده بهترین ترجمه های "rotary" به فارسی هستند.

rotary adjective noun دستور زبان

Having rotation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلکه

  • چرخشی

    Why is it that when we had rotary phones,

    چرا اینطور است که وقتی که تلفنهای ما شمارهگیر چرخشی داشتند،

  • چرخنده

    adjective

    Without zinc for the rotary mechanism there are no telephones.

    بدون فلز براي توليد دستگاه هاي چرخنده ، تلفني هم وجود نداره.

  • ترجمه های کمتر

    • دوار
    • گردنده
    • مدور
    • چرخان
    • دایره وار
    • چهار راه گرد
    • چهار راه گردان R( -3 بزرگ) رجوع شود به Rotary Club
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rotary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rotary
+ اضافه کردن

"Rotary" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rotary در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "rotary"

عباراتی شبیه به "rotary" با ترجمه به فارسی

  • انجمن روتاری (انجمن سوداگران و حرفه مندان) (Rotary International هم می گویند)
  • فیلتر خلا با استوانه دوار
  • (مکانیک) موتور گردان · موتور دوار (مانند توربین بخار)
  • قرار دهنده
  • (دستگاه چاپ) روتاتیو · ماشین چاپ گردان
  • (هوابردی که به جای بال پروانه های بزرگ دارد مانند هلی کوپتر) هوابرد بالگرد · هوابرد چرخبال
  • رمزگذار چرخشی
  • )هدندرگ( نفلت
اضافه کردن

ترجمه های "rotary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه