ترجمه "rot" به فارسی
پوسیدن, گندیدن, فاسد شدن بهترین ترجمه های "rot" به فارسی هستند.
rot
verb
noun
دستور زبان
to decay or decompose; to become bad [..]
-
پوسیدن
verbto decay
Black ants would grind exceeding small the rotting wood.
مورچههای سیاه چوبی را که در کار پوسیدن بود میجویدند.
-
گندیدن
verbto decay
as we drove through drifts of rotting vegetation
از میان کپه های گیاهان در حال گندیدن که میگذشتیم
-
فاسد شدن
verbthat is floating around or rotting in there
و در حال فاسد شدن است به بیرون میراند
-
ترجمه های کمتر
- فساد
- ضایع شدن
- فاسد
- پوسیده
- پوسیدگی
- گندیدگی
- تبست
- لخسیدن
- پوساندن
- گنداندن
- وزش
- (انواع بیماری های حیوانات اهلی به ویژه بیماری همراه با باد کردگی و التهاب) -تبسی
- (با: away یا off) پوسیدن و افتادن
- (خودمانی) چرند
- (مجازی) پوسیدن
- (ندای حاکی از آزردگی یا تنفر یا تحقیر) اه !
- (هر بیماری گیاهی ناشی از قارچ یا ترکیزه که موجب فساد بافت شود) پوسیدگی 1
- آبگز شدن
- اخلاقا فاسد شدن
- افروختگی 0
- بیمار گونه شدن
- حرف چرند
- خاک شدن
- خراب شدن
- رجوع شود به ret
- رو به زوال گذاشتن
- فاسد کردن
- مزخرف 2
- هربخش یا چیز گندیده
- پوسیدن و از بین رفتن
- گند!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rot" با ترجمه به فارسی
-
فرسایش بافت شهری
-
(بیماری مشابهی که گیاهان زنده و میوه را آفت می زند)تباهی گیاهی · (مجازی) فساد (به خاطر فقدان روش ها و اندیشه های نو) · (کشاورزی) · انواع قارچ هایی که موجب این بیماری می شوند · درون تباهی · پوسیدگی خشک (پوسیدگی چوب خشک در اثر نوعی قارچ)
-
فساد
-
قارچ انگور
-
پوسیدگیها · پوسیدگیها (بیماریهای گیاهی)
-
پوسيدگي سفيد (چوب)
-
پوسیدگیها
-
(کشاورزی) تاولک (بیماری میوجات که توسط قارچی به نام Monilinia fructicola ایجاد می شود و میوه را از لکه ها و پوسیدگی های قهوه ای فام می پوشاند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن