ترجمه "rotting" به فارسی
فساد ترجمه "rotting" به فارسی است.
rotting
noun
verb
دستور زبان
Present participle of rot . [..]
-
فساد
nounYes, there could be a rotting of the American mind,
بله، این میتونه باعث فساد ذهنی آمریکائیها و همهی مردم دنیا بشه،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rotting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rotting" با ترجمه به فارسی
-
فرسایش بافت شهری
-
(بیماری مشابهی که گیاهان زنده و میوه را آفت می زند)تباهی گیاهی · (مجازی) فساد (به خاطر فقدان روش ها و اندیشه های نو) · (کشاورزی) · انواع قارچ هایی که موجب این بیماری می شوند · درون تباهی · پوسیدگی خشک (پوسیدگی چوب خشک در اثر نوعی قارچ)
-
قارچ انگور
-
پوسیدگیها · پوسیدگیها (بیماریهای گیاهی)
-
پوسيدگي سفيد (چوب)
-
پوسیدگیها
-
(کشاورزی) تاولک (بیماری میوجات که توسط قارچی به نام Monilinia fructicola ایجاد می شود و میوه را از لکه ها و پوسیدگی های قهوه ای فام می پوشاند)
-
(دام پزشکی) پاتباهی (مردگی بافت های اطراف سم دام که توسط ترکیزه ای به نام Sphaerophorus necrophorus ایجاد می شود) · (گیاه شناسی) تباهی بن گیاه · بن تباهی · پاتباهي · پاتباهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن