ترجمه "rosy" به فارسی

سرخ, گلگون, گلی بهترین ترجمه های "rosy" به فارسی هستند.

rosy adjective noun دستور زبان

Resembling rose, as in scent of perfume [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرخ

    adjective

    They hauled in a fat, rosy cheeked woman.

    زنی چاق و سرخ و سفید را هم با خود میآورند.

  • گلگون

    The river took on rosy and purple hues of reflection.

    رودخانه با پرتو بنفش و گلگون رنگین میگشت.

  • گلی

    noun

    that a rosy mouth sixyears of age improvised the following tale

    که یک دهان گلی شش ساله این قصه را که شنوندگانش،

  • ترجمه های کمتر

    • قرمز
    • درخشان
    • روشن
    • گلدیس
    • گلسان
    • گلفام
    • گلین
    • خجول
    • امیدبخش
    • (قدیمی) گلدار
    • خوش بینانه
    • دارای آینده ی درخشان
    • رز مانند
    • ساخته شده از گل
    • مانندگل محمدی
    • گل آذین شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rosy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rosy
+ اضافه کردن

"Rosy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rosy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "rosy"

عباراتی شبیه به "rosy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rosy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه