ترجمه "rostrum" به فارسی

منقار, منبر, پوزه بهترین ترجمه های "rostrum" به فارسی هستند.

rostrum noun دستور زبان

A dais, pulpit, or similar platform for a speaker, conductor or other performer. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • منقار

    noun
  • منبر

    noun

    He saw a crowd listening to a man who was talking from the rostrum of akitchen chair.

    جمعیتی را دید که گوش به مردی فرا دادهاند که روی یک صندلی آشپز خانه منبر رفته بودو حرف میزد.

  • پوزه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • کرسی خطابه
    • خطابه
    • نوک
    • سخنرانی
    • سخنرانان
    • منب
    • نوکسانه
    • پوزچه
    • نطق
    • (روم باستان) سکوی خطابه درمیدان شهر
    • (روم باستان) پیش آمدگی منقار مانند جلو کشتی جنگی (که با آن به کشتی دشمن می زدند)
    • (زیست شناسی) نوک
    • جعبه صابون
    • سکوی سخنرانی
    • نوک واره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rostrum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "rostrum"

اضافه کردن

ترجمه های "rostrum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه