ترجمه "rotational" به فارسی
وابسته بچرخش زمین یا نوبت زراعتی, گردش نوبتی بهترین ترجمه های "rotational" به فارسی هستند.
rotational
adjective
دستور زبان
Of, pertaining to or caused by rotation. [..]
-
وابسته بچرخش زمین یا نوبت زراعتی
-
گردش نوبتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rotational " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rotational" با ترجمه به فارسی
-
تناوب مشاغل
-
تقارن چرخشی
-
ماتریس دوران
-
دوره چرخش
-
سیاهچاله کر
-
آبیاری چرخشی · آبیاری گردان
-
کشت نوبتی · کشت پستایی (مثلا کشت گندم و سال دیگر یونجه)
-
(به ویژه عضله) چرخشگر · (شخص یا چیز) چرخنده · چرخان · گردنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن