ترجمه "rotator" به فارسی
چرخان, گردنده, (به ویژه عضله) چرخشگر بهترین ترجمه های "rotator" به فارسی هستند.
rotator
noun
دستور زبان
One that rotates. [..]
-
چرخان
And there's essentially a rotating cauldron.
و در واقع آنجا یک دیگ چرخان وجود دارد.
-
گردنده
-
(به ویژه عضله) چرخشگر
-
(شخص یا چیز) چرخنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rotator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rotator" با ترجمه به فارسی
-
تناوب مشاغل
-
تقارن چرخشی
-
ماتریس دوران
-
دوره چرخش
-
سیاهچاله کر
-
آبیاری چرخشی · آبیاری گردان
-
کشت نوبتی · کشت پستایی (مثلا کشت گندم و سال دیگر یونجه)
-
چرخش 270 درجه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن