ترجمه "rouge" به فارسی

رژ گونه, سرخاب, روژ بهترین ترجمه های "rouge" به فارسی هستند.

rouge adjective verb noun دستور زبان

Of a reddish pink colour. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رژ گونه

    cosmetic

    there are good people who rouge my lips

    آنها کسانی هستند که به لب های من رژ گونه میزنند

  • سرخاب

    noun

    And her cheeks and lips were rouged a little.

    به گونه و لبهای خود اندکی سرخاب مالیده بود.

  • روژ

    And er, Mammy, while you are downtown, you might get me a a pot of rouge.

    راستی ـ مامی، یک قوطی روژ هم به رام بهر.

  • ترجمه های کمتر

    • رژگونه
    • گلاگونه
    • گنجار
    • گنجر
    • قرمزی
    • (فوتبال کانادایی) گل
    • (قدیمی) رجوع شود به blusher
    • رنگ نقاشی
    • روژ زدن
    • سرخاب زدن
    • گرد قرمز رنگی که در پاک کردن و برق اندازی فلز و جواهر به کار می رود
    • گل زدن
    • یک امتیاز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rouge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rouge

Rouge (film)

+ اضافه کردن

"Rouge" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rouge در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "rouge"

عباراتی شبیه به "rouge" با ترجمه به فارسی

  • (فرانسه) · سرخ و سیاه · نوعی قمار با ورق بازی
  • باتونروژ · شهر باتون روژ (در ایالت لوئیزیانا - امریکا)
اضافه کردن

ترجمه های "rouge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه