ترجمه "roughing" به فارسی
زندگی سخت, سختی, طراحی بهترین ترجمه های "roughing" به فارسی هستند.
roughing
verb
Present participle of rough. [..]
-
زندگی سخت
-
سختی
Everyone in this room had a rough childhood.
همه کسایی که تو این اتاق هستن دوران بچگی سختی داشتن.
-
طراحی
-
ترجمه های کمتر
- طرح
- محنت
- محنت کشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " roughing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "roughing" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) گور گیاه (Poa trivialis)
-
ماهی بی ارزش (که مصرف خوراکی یا بازرگانی ندارد)
-
ایده ی کلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن