ترجمه "roughness" به فارسی
خشونت, ناهمواری, زمختی بهترین ترجمه های "roughness" به فارسی هستند.
roughness
noun
دستور زبان
The property of being rough, coarseness. [..]
-
خشونت
nounThere was little roughness in the sport, and much playfulness.
در این تفریح، خشونت کم و مزاح بسیار به چشم میآمد.
-
ناهمواری
I took the roughness copied from many landscapes.
من ناهمواری کپی شده از مناظر بسیاری را دارم.
-
زمختی
and something in the rough familiarity of that with him touched Kitty
و زمختی ضمیر خودمانی او کیتی را متاثر کرد.
-
ترجمه های کمتر
- تندی
- درشتی
- زبری
- چموشی
- بدقلقی
- دندانه
- آشفتگی
- بی تربیتی
- چاله کنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " roughness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "roughness" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) گور گیاه (Poa trivialis)
-
ماهی بی ارزش (که مصرف خوراکی یا بازرگانی ندارد)
-
ایده ی کلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن