ترجمه "rub down" به فارسی

سرشتن, ماساژ دادن, ورزیدن بهترین ترجمه های "rub down" به فارسی هستند.

rub down verb

(idiomatic, transitive) to rub, e.g. for cleaning, stripping paint or massage [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرشتن

    verb
  • ماساژ دادن

    verb
  • ورزیدن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rub down " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "rub down" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه