ترجمه "rubefacient" به فارسی

برافروز, (به ویژه داروی مالیدنی) سرخی آور, سرخ کننده بهترین ترجمه های "rubefacient" به فارسی هستند.

rubefacient adjective noun دستور زبان

Making red. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برافروز

  • (به ویژه داروی مالیدنی) سرخی آور

  • سرخ کننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rubefacient " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "rubefacient" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه