ترجمه "rubdown" به فارسی

مشت و مال, ماساژ, مالشگری بهترین ترجمه های "rubdown" به فارسی هستند.

rubdown noun دستور زبان

A quick, energetic massage [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشت و مال

    noun
  • ماساژ

    noun

    Hey, even professional pitchers need a rubdown after the game.

    هي ، حتي پرتاب کننده هاي حرفه اي هم بعد از بازي بايد ماساژ داده بشن.

  • مالشگری

  • مالش تند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rubdown " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "rubdown" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه