ترجمه "rubbishing" به فارسی
جفنگ, مهمل, پرازشغال یاکثافت بهترین ترجمه های "rubbishing" به فارسی هستند.
rubbishing
verb
Present participle of rubbish. [..]
-
جفنگ
-
مهمل
and maintained that the report of the commission was rubbish, and simply so much waste paper.
و استدلال می کردند که گزارش این کمیسیون مهمل و فقط به منزلهی سیاه کردن کاغذ بوده است.
-
پرازشغال یاکثافت
-
چرند
nounYou've got rid of a load of superstitious rubbish, and you ought to be glad of it.
حالا که از شر اون همه خرافات چرند راحت شدی باید در اصل کلی هم خوشحال باشی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rubbishing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rubbishing" با ترجمه به فارسی
-
خاکچال · دفنگاه زباله
-
âšğâl · آشخال · آشغال · اشغال · باقيمانده غذا · جفنگ · خاکروبه · رجوع شود به rubble · زباله · سیرابی · شکمبه · غیر عملی · غیر لازم · مزخرف · مهمل · پسماندههای جامد · پوچ · چرند · یاوه
-
âšğâl · آشخال · آشغال · اشغال · باقيمانده غذا · جفنگ · خاکروبه · رجوع شود به rubble · زباله · سیرابی · شکمبه · غیر عملی · غیر لازم · مزخرف · مهمل · پسماندههای جامد · پوچ · چرند · یاوه
-
âšğâl · آشخال · آشغال · اشغال · باقيمانده غذا · جفنگ · خاکروبه · رجوع شود به rubble · زباله · سیرابی · شکمبه · غیر عملی · غیر لازم · مزخرف · مهمل · پسماندههای جامد · پوچ · چرند · یاوه
-
âšğâl · آشخال · آشغال · اشغال · باقيمانده غذا · جفنگ · خاکروبه · رجوع شود به rubble · زباله · سیرابی · شکمبه · غیر عملی · غیر لازم · مزخرف · مهمل · پسماندههای جامد · پوچ · چرند · یاوه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن