ترجمه "rubberneck" به فارسی
توریست, فضول, کنجکاو بهترین ترجمه های "rubberneck" به فارسی هستند.
rubberneck
verb
noun
دستور زبان
Someone who engages in rubbernecking, or turning and staring. [..]
-
توریست
adjective noun -
فضول
adjective noun -
کنجکاو
adjective
-
ترجمه های کمتر
- (عامیانه)
- به اطراف نگریستن
- تماشاگر (rubbernecker هم می گویند)
- چشم چران
- کسی که مرتبا گردن می کشد و به اطراف نگاه می کند
- گردن کشیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rubberneck " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن