ترجمه "rubbish" به فارسی

زباله, آشغال, مزخرف بهترین ترجمه های "rubbish" به فارسی هستند.

rubbish adjective interjection verb noun دستور زبان

(UK, colloquial) Exceedingly bad; awful; terrible; crappy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زباله

    noun

    There are a few rubbish bins to the right of the doors.

    چند تا سطل زباله را سمت راست در دو لنگهای گذاشتهاند.

  • آشغال

    noun

    Or forget you entirely and chuck you out with the rubbish!

    يا کامل فراموشت ميکنن و ميندازنت تو سطلِ آشغال!

  • مزخرف

    adjective

    I don't have time for love and rubbish like that.

    من واسه عشق و عاشقي و همچين مزخرفاتي وقت ندارم

  • ترجمه های کمتر

    • چرند
    • مهمل
    • اشغال
    • خاکروبه
    • پوچ
    • جفنگ
    • یاوه
    • âšğâl
    • آشخال
    • سیرابی
    • شکمبه
    • باقيمانده غذا
    • رجوع شود به rubble
    • غیر عملی
    • غیر لازم
    • پسماندههای جامد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rubbish " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "rubbish"

عباراتی شبیه به "rubbish" با ترجمه به فارسی

  • خاکچال · دفنگاه زباله
  • جفنگ · مهمل · پرازشغال یاکثافت · چرند
اضافه کردن

ترجمه های "rubbish" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه