ترجمه "rubbery" به فارسی

کشسان, لاستیک مانند, کش مانند بهترین ترجمه های "rubbery" به فارسی هستند.

rubbery adjective دستور زبان

Of, relating to, or resembling rubber, especially in consistency. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشسان

    adjective
  • لاستیک مانند

    It took a while to stuff the rubbery, boneless arm into a sleeve.

    در آوردن دست بی استخوان و لاستیک مانند هری از آستین لباس قدری طول کشید

  • کش مانند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rubbery " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "rubbery" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه