ترجمه "ruddy" به فارسی

سرخ, گلگون, قرمز بهترین ترجمه های "ruddy" به فارسی هستند.

ruddy adjective verb noun دستور زبان

Reddish in color, especially of the face, fire, or sky. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرخ

    adjective

    It was rising in a ruddy glow behind the low dome of Salpetriere.

    ماه با چهرهیی سرخ از پشت گنبد کوتاه سالپتریهر بیرون میآمد.

  • گلگون

    Yes; with the right eye I see a glow a ruddy haze.

    بله، با چشم راستم نور ضعیفی میبینم، مثل مه گلگون است.

  • قرمز

    noun

    It's not a ruddy sweet! he said, genuinely angry.

    او با عصبانیتی واقعی گفت: این از آن آب نباتهای قرمز نیست.

  • ترجمه های کمتر

    • خونی
    • کامل
    • (انگلیس - عامیانه) محض
    • درست و حسابی
    • سرخ جامه
    • سرخ فام
    • سرخ و سفید
    • قرمز رنگ
    • لعل رخ
    • پارچه مخمل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ruddy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ruddy proper

A surname.

+ اضافه کردن

"Ruddy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ruddy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "ruddy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ruddy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه