ترجمه "ruffianly" به فارسی
وحشی, بی شرف, جانور خو بهترین ترجمه های "ruffianly" به فارسی هستند.
ruffianly
adjective
adverb
دستور زبان
In the manner of a ruffian. [..]
-
وحشی
adjective -
بی شرف
-
جانور خو
-
گردن کلفت
However, Jemal went on hoping, he being an obstinate and ruffianly man.
اما جمال همچنان امیدوار بود تا با فیصل کنار بیاید. او مردی لجوج، سرسخت و گردن کلفت بود و به اصرار خود ادامه میداد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruffianly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن