ترجمه "ruffle" به فارسی

چین, غیظ, خیزابچه بهترین ترجمه های "ruffle" به فارسی هستند.

ruffle verb noun دستور زبان

Any gathered or curled strip of fabric added as trim or decoration. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چین

    noun
  • غیظ

  • خیزابچه

  • ترجمه های کمتر

    • رنجیدن
    • چروکیدن
    • رنجاندن
    • آزردن
    • رنجیدگی
    • آزردگی
    • غوغا
    • نزاع
    • رنجش
    • ترس
    • (با سروصدا) لاف زنی کردن
    • (حاشیه ی جامه و غیره را) چین دار کردن
    • (در اثر ترس یا خشم و غیره) موها یا پرهای خود را سیخ کردن
    • (صفحه های کتاب را مانند هنگام بر زدن ورق بازی) تند ورق زدن
    • (طبل زدن)
    • (قدیمی)
    • (نوار پارچه یا تور که چین می دهند و به حاشیه ی لباس به ویژه سرآستین و یقه می دوزند) روبان چین دار
    • اذیت کردن
    • افراشته کردن یا شدن
    • براق کردن یا شدن
    • بیقرار بودن
    • جنگ و دعوا
    • حاشیه ی چین دار
    • خیزاب دار کردن
    • رجوع شود به ruff
    • شق کردن یا شدن
    • ضربه های تند و پیاپی زدن
    • ضربه های تند و کم صدا (از roll کم صداتر است)
    • غیظی کردن یا شدن
    • قال و قیل
    • موج دار کردن یا شدن
    • موج کوچک
    • مچاله کردن
    • ناراحت کردن یا شدن
    • ناصاف کردن یا شدن
    • نوسان داشتن
    • چاخان کردن
    • چرو کاندن
    • چین دادن ripple( -8 هم می گویند) آب لرز
    • چین دار کردن یا شدن
    • کتک کاری و سر و صدا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ruffle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ruffle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ruffle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه