ترجمه "ruin" به فارسی

خراب کردن, خرابی, انهدام بهترین ترجمه های "ruin" به فارسی هستند.

ruin verb noun دستور زبان

(countable) construction withered by time. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خراب کردن

    verb

    And then I'd ruined it, turned his gift into a disaster.

    و بعد آن را خراب کرده بودم، هدیهاش را به فاجعه تبدیل کرده بودم.

  • خرابی

    noun

    despite the ruin all around her, how sheltered!

    با وجود این همه خرابی و بدبختی که دور و برش میدید باز هم در رویاهای خودش زندگی میکرد.

  • انهدام

    noun

    We must punish the villain who has caused the ruin of Moscow. Wait for me!

    ما باید تبهکاری را که موجب انهدام مسکو شده است مجازات کنیم. منتظر من باشید!

  • ترجمه های کمتر

    • تباه کردن
    • فنا
    • دمار
    • ویران کردن
    • نابودی
    • خرابه
    • تباهی
    • ویرانی
    • مخروبه
    • سقوط
    • فلاکت
    • زوال
    • فروریزی
    • فروریخته
    • انحطاط
    • بارش
    • (از نظر اقتصادی) نابود کردن
    • (جمع) خرابه (ها)
    • (در اصل) فروریزی (دیوار یا ساختمان و غیره)
    • (زن را) بی سیرت کردن
    • از بین بردن
    • از حیز انتفاع انداختن
    • بلا مصرف کردن
    • به درد نخور کردن
    • بی سیرت شدگی
    • بی سیرتی
    • بی عفتی
    • بی ناموس کردن 0
    • خراب کردن یا شدن
    • سبب تباهی
    • فقیر کردن
    • فنا کردن
    • مایه ی فلاکت
    • مخروبه کردن یا شدن
    • نقش برآب کردن
    • هتک ناموس
    • ورشکسته کردن
    • ویران کردن یا شدن
    • ویرانه (ها)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ruin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ruin
+ اضافه کردن

"Ruin" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ruin در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "ruin"

عباراتی شبیه به "ruin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ruin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه