ترجمه "ruins" به فارسی

ویرانه ترجمه "ruins" به فارسی است.

ruins verb noun

Plural form of ruin. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ویرانه

    remains of human-made architecture

    He quitted the ruin and crept along the large building, seeking a better shelter.

    از ویرانه خارج شد و در طول ساختمان بزرگ در جستجوی پناهگاه بهتری راه افتاد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ruins " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ruins" با ترجمه به فارسی

  • (از نظر اقتصادی) نابود کردن · (جمع) خرابه (ها) · (در اصل) فروریزی (دیوار یا ساختمان و غیره) · (زن را) بی سیرت کردن · از بین بردن · از حیز انتفاع انداختن · انحطاط · انهدام · بارش · بلا مصرف کردن · به درد نخور کردن · بی سیرت شدگی · بی سیرتی · بی عفتی · بی ناموس کردن 0 · تباه کردن · تباهی · خراب کردن · خراب کردن یا شدن · خرابه · خرابی · دمار · زوال · سبب تباهی · سقوط · فروریخته · فروریزی · فقیر کردن · فلاکت · فنا · فنا کردن · مایه ی فلاکت · مخروبه · مخروبه کردن یا شدن · نابودی · نقش برآب کردن · هتک ناموس · ورشکسته کردن · ویران کردن · ویران کردن یا شدن · ویرانه (ها) · ویرانی
  • تباه · خراب · ویران
  • ورشکستگی
  • یادبود ملی خرابههای آزتک
  • خاکستر ویرانه، خاکستر ویرانه ای
  • (از نظر اقتصادی) نابود کردن · (جمع) خرابه (ها) · (در اصل) فروریزی (دیوار یا ساختمان و غیره) · (زن را) بی سیرت کردن · از بین بردن · از حیز انتفاع انداختن · انحطاط · انهدام · بارش · بلا مصرف کردن · به درد نخور کردن · بی سیرت شدگی · بی سیرتی · بی عفتی · بی ناموس کردن 0 · تباه کردن · تباهی · خراب کردن · خراب کردن یا شدن · خرابه · خرابی · دمار · زوال · سبب تباهی · سقوط · فروریخته · فروریزی · فقیر کردن · فلاکت · فنا · فنا کردن · مایه ی فلاکت · مخروبه · مخروبه کردن یا شدن · نابودی · نقش برآب کردن · هتک ناموس · ورشکسته کردن · ویران کردن · ویران کردن یا شدن · ویرانه (ها) · ویرانی
  • تباه · خراب · ویران
  • (از نظر اقتصادی) نابود کردن · (جمع) خرابه (ها) · (در اصل) فروریزی (دیوار یا ساختمان و غیره) · (زن را) بی سیرت کردن · از بین بردن · از حیز انتفاع انداختن · انحطاط · انهدام · بارش · بلا مصرف کردن · به درد نخور کردن · بی سیرت شدگی · بی سیرتی · بی عفتی · بی ناموس کردن 0 · تباه کردن · تباهی · خراب کردن · خراب کردن یا شدن · خرابه · خرابی · دمار · زوال · سبب تباهی · سقوط · فروریخته · فروریزی · فقیر کردن · فلاکت · فنا · فنا کردن · مایه ی فلاکت · مخروبه · مخروبه کردن یا شدن · نابودی · نقش برآب کردن · هتک ناموس · ورشکسته کردن · ویران کردن · ویران کردن یا شدن · ویرانه (ها) · ویرانی
اضافه کردن

ترجمه های "ruins" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه