ترجمه "ruminate" به فارسی
ژاویدن, نشخوار کردن, تعمق کردن بهترین ترجمه های "ruminate" به فارسی هستند.
ruminate
adjective
Verb
verb
دستور زبان
(intransitive) To chew cud. (Said of ruminants.) Involves regurgitating partially digested food from the rumen. [..]
-
ژاویدن
verbto chew cud
-
نشخوار کردن
verb -
تعمق کردن
-
ترجمه های کمتر
- تفکر کردن
- در شگفت ماندن
- عبادت کردن
- ژرف اندیشی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruminate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ruminate" با ترجمه به فارسی
-
شکمبه ای
-
آفت نشخوارکنندگان کوچک
-
آفت نشخوارکنندگان کوچک
-
نشخواركنندگان كوچك
-
اندیشه · تامل · تفکر · غرق در افکار · غور · متفکر · نشخوار · نشخوار:عمل نشخوارکردن
-
غرق در افکار · متفکر · نشخواری
-
اختلال نشخوار
-
نشخوارکنندگان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن