ترجمه "rumination" به فارسی

نشخوار, تامل, غور بهترین ترجمه های "rumination" به فارسی هستند.

rumination noun دستور زبان

The act of ruminating; i.e. chewing cud and other ruminants. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشخوار

    noun

    act of ruminating

    they were like weary beasts asking only to be suffered to lie down and in peace to ruminate over their end and their dreams.

    آری، چارپای خسته و مانده چیزی جز این نمیخواهد که دراز بکشد و نوا لهٔ خود را، رؤیای خود را، نشخوار کند.

  • تامل

    noun
  • غور

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • متفکر
    • تفکر
    • اندیشه
    • غرق در افکار
    • نشخوار:عمل نشخوارکردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rumination " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rumination" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rumination" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه