ترجمه "rumor" به فارسی

شایعه, خبر, شنیده بهترین ترجمه های "rumor" به فارسی هستند.

rumor verb noun دستور زبان

(countable) A statement or claim of questionable accuracy, from no known reliable source, usually spread by word of mouth. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شایعه

    noun

    unverified account or explanation

    You've been spreading rumors about Rice since the first day he set foot in this house.

    از همون اول که رایس اومد اینجا در موردش شایعه پراکنی کردی.

  • خبر

    noun

    The owls are nothing next to the rumors that are flying around.

    پرواز جغدها که چیزی نیست.از شایعات پخش شده خبر ندارین.

  • شنیده

    noun

    Dimitri, I know you must have heard some rumors.

    . دیمیری میدونم ممکنه شایعات رو شنیده باشی

  • ترجمه های کمتر

    • چو
    • هیاهو
    • تواتر
    • زبانزد
    • مسموعات
    • آوازه
    • هو
    • (قدیمی) شهرت
    • (مهجور) اعتراض و جنجال
    • سخن افواهی
    • شایع کردن
    • هو انداختن (انگلیس : rumour)
    • چو انداختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rumor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rumor
+ اضافه کردن

"Rumor" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rumor در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "rumor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rumor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه