ترجمه "rummy" به فارسی

میخواره, خمار, نادر بهترین ترجمه های "rummy" به فارسی هستند.

rummy adjective noun دستور زبان

(uncountable) a card game with many rule variants, conceptually similar to mahjong. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • میخواره

    noun
  • خمار

    noun
  • نادر

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • رم
    • احمق
    • (امریکا- خودمانی) سیاه مست
    • (نوعی بازی ورق) رامی
    • عجیب و غریب
    • مست لایعقل
    • وابسته به یا همانند رم (rum)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rummy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rummy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rummy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه