ترجمه "rundown" به فارسی

خلاصه, مجموع, (بیس بال) گرفتن بازیکن حریف خارج از base بهترین ترجمه های "rundown" به فارسی هستند.

rundown adjective noun دستور زبان

A rough outline. Generally used in the definite, as the rundown. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلاصه

    The others inside will give you the rundown.

    افراد داخل قضیه رو خلاصه بهتون می گن

  • مجموع

    noun
  • (بیس بال) گرفتن بازیکن حریف خارج از base

  • کوته واره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rundown " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "rundown" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه