ترجمه "rung" به فارسی

پله, رده, گامه بهترین ترجمه های "rung" به فارسی هستند.

rung noun verb دستور زبان

A crosspiece forming a step of a ladder. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پله

    noun

    Wincing, I rub my head and retreat a couple of rungs

    با لرز خود را عقب میکشم و سرم را میمالم و چند پله پایین میآیم.

  • رده

    noun

    finally he hit the bottom rung of a journalists career

    بالاخره او به پائين ترين رده گزارشگري رسيد

  • گامه

  • ترجمه های کمتر

    • زینه
    • نهال
    • حامل
    • مرحله
    • درجه
    • (اسکاتلند) چماق
    • (چوب افقی که پایه های میز و غیره را از پایین به هم وصل و محکم می کند) بست
    • اسم مفعول و (نادر) زمان گذشته ی فعل : ring
    • میله چرخ
    • پره چرخ
    • پشت بند
    • پله نردبان
    • پله ی نرده بان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "rung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه