ترجمه "rurality" به فارسی
روستامنشی, جای ییلاقی, حالت روستایی بهترین ترجمه های "rurality" به فارسی هستند.
rurality
noun
دستور زبان
(uncountable) The state of being rural [..]
-
روستامنشی
-
جای ییلاقی
-
حالت روستایی
-
زندگی روستایی
nounAnd if you know anything about rural India,
و اگر چیزهایی درباره زندگی روستایی در هند بدانید،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rurality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rurality" با ترجمه به فارسی
-
شرایط محیطی روستایی
-
جامعهشناسی روستایی
-
ایجاد زندگی روستایی
-
روستا · محدوده روستایی
-
جوان · جوان روستایی
-
توسعه روستایی
-
شرایط محیطی روستایی · محیط زیست روستایی
-
اسکان روستایی · پرگنهسازي كشاورزي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن