ترجمه "russian" به فارسی
روسی, روس, ارسی بهترین ترجمه های "russian" به فارسی هستند.
-
روسی
adjectiveIt seems to me that, apart from native speakers, nobody translates Russian sentences, and that's sad.
به نظرم میرسد به غیر از افرادی که زبان مادری آنها روسی است، هیچکس جملات روسی را ترجمه نمیکند - و این غمانگیز است.
-
روس
nounThe russians are only going along with it to keep up appearances.
فقط روسها هستند که موافق.حضور در دادگاه هستن
-
ارسی
-
ترجمه های کمتر
- زبان روسی (از زبان های اسلاو خاوری)
- وابسته به روسیه و مردم و زبان و فرهنگ آن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " russian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A person from Russia. [..]
-
روسی
proper adjectivea person from Russia [..]
It seems to me that, apart from native speakers, nobody translates Russian sentences, and that's sad.
به نظرم میرسد به غیر از افرادی که زبان مادری آنها روسی است، هیچکس جملات روسی را ترجمه نمیکند - و این غمانگیز است.
-
روس
nounethnic Russian [..]
She's afraid we'll keep it, like the Russians.
مي ترسه مثل روس ها آثار هنري رو نگه داريم.
-
روسى
An East Slavic language spoken mainly in Russia and in the former Soviet republics.
-
ترجمه های کمتر
- rwsa
- زبان روسی
- rusi
تصاویر با "russian"
عباراتی شبیه به "russian" با ترجمه به فارسی
-
خاور دور روسیه
-
نام سابق روسیه (یکی از جمهوری های شوروی سابق)
-
روسی بلد نیستم
-
ماشك روسي · ماشك سيبريايي · ماشك گلخوشهاي · ماشک زمستانی · ويسيا داسيكارپا · ویسیا ویلوزا
-
گربه ی آبی فام · گربه ی روسی
-
کلیسای ارتدکس روسیه (شاخه ی مستقلی از کلیسای ارتدکس شرقی)
-
belorusi · berārusi · اهل روسیه ی سفید · بلوروسی
-
امپراتوری روسیه