ترجمه "rustic" به فارسی
روستایی, دهاتی, ساده بهترین ترجمه های "rustic" به فارسی هستند.
rustic
adjective
noun
دستور زبان
country-styled or pastoral; rural [..]
-
روستایی
country-styled
The fellow is as handsome a rustic as need be seen.
هیرتن کاملاً قیافه یک جوان ساده لوح روستایی را دارد، درست همانطوری که منظور آقای هیتکلیف بوده است.
-
دهاتی
At these words the rustic let go the lancet case he was twisting between his fingers.
مرد دهاتی به شنیدن این سخنان جلدی را که لای انگشتانش میچرخانید ول کرد.
-
ساده
adjective
-
ترجمه های کمتر
- روستازی
- روستانشین
- دهقان
- نفهم
- زمخت
- خشن
- طبیعی
- (سنگ کاری و بنایی) با سنگ کم تراشیده و طبیعی نما ساخته شده
- (عمدا) درز سنگ ها را عمیق و نابرابر کردن
- بی تکلف
- ترکه ای
- دست نخورده
- ده نشین
- دهاتی (در برابر: شهری)
- روستایی نما
- ساخته شده از شاخ و برگ
- کم ادب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rustic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rustic
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rustic" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rustic در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "rustic"
عباراتی شبیه به "rustic" با ترجمه به فارسی
-
اخراج · دهاتی سازی · سبک هنری روستیک
-
(انگلیس - دانشجو را موقتا از دانشگاه) اخراج کردن · (سنگ کاری و بنایی)روستایی نما کردن (با به کاربردن سنگ های ناجور و کم تراشیده و با ایجاد درزهای نابرابر و کج و کوله) · (شخص) روستایی شدن یا کردن · به دهات رفتن · در دهات زندگی کردن · دهاتی کردن · روستانشین بودن · زندگی روستایی کردن · ییلاق رفتن
-
حالت روستایی · خشونت · سادگی
-
(قدیمی) رجوع شود به rustic
اضافه کردن مثال
اضافه کردن