ترجمه "rustle" به فارسی

شرفه, نجوا, (اسب یا گاو را) دزدیدن بهترین ترجمه های "rustle" به فارسی هستند.

rustle verb noun دستور زبان

to move (something) with a soft crackling sound [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرفه

    soft, crackling sound

  • نجوا

    noun

    The Buchanans' house floated suddenly toward us through the dark rustling trees.

    خانه بیوکنن ها ناگهان از میان درختان تاریک پر نجوا به سوی ما شناور شد.

  • (اسب یا گاو را) دزدیدن

  • ترجمه های کمتر

    • (اسب یا گاو) گردآوری کردن
    • (صدای بر زدن ورق یا تکان خورن برگ ها در نسیم و غیره) خش خش
    • (عامیانه)
    • تلاش کردن
    • تکاپو کردن
    • خش خش کردن
    • در یک جا جمع کردن
    • سرقت کردن
    • صدای ملایم
    • صدای ملایم ایجاد کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rustle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rustle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rustle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه