ترجمه "rusts" به فارسی
زنگها, زنگها (بیماری) بهترین ترجمه های "rusts" به فارسی هستند.
rusts
verb
Third-person singular simple present indicative form of rust. [..]
-
زنگها
-
زنگها (بیماری)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rusts " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rusts" با ترجمه به فارسی
-
فندقی
-
(آهن و پولاد) زنگ (Fe2O3 یا Fe)OH(3) · (در اثر فساد یا به کار نرفتن و غیره) خراب شدن · (سایر فلزات) زنگ · (کشاورزی) زنگ گیاهی (که توسط قارچ های Uredinales ایجاد می شود) · از دست دادن کارایی · از کار افتادن · خوردن · زنگ · زنگ زدن · زنگ زده شدن · زنگ زدگی (واقعی یا مجازی) · زنگار · زنگار گرفتن · زنگار گون · زنگارگون کردن یا شدن · فندقی · قهوه ای مایل به قرمز · قهوه ای مایل به قرمز شدن یا کردن · پوسیدن · پوسیدگی
-
زنگ (بیماری قارچی غلات و علوفه که توسط قارچ زنگ از جنس Puccinia تولید می شود) · سیاه رنگ
-
(گیاه شناسی) زنگ تاول (آفت درختان کاج که توسط قارچی به نام Cronartium ribicola ایجاد می شود)
-
به رنگ زنگ آهن · زنگار فام · زنگارین · قهوه ای مایل به قرمز یا زرد
-
قارچهاي زنگ · قارچهاي كهيري · يوردينالها · یوردینالز
-
(تداعی منفی - شمال خاوری و مرکزی ایالات متحده که صنایع آن قدیمی و جمعیت آن ظاهرا رو به کاهش است) ناحیه ی زنگار
-
(آفت گندم) زنگ گندم · زنگ گندم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن