ترجمه "ruttish" به فارسی

نربانگی, آماده ی جفت گیری, شهوت زده بهترین ترجمه های "ruttish" به فارسی هستند.

ruttish adjective دستور زبان

Related to a rut; being in a state of sexual arousal; rutty; lustful. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نربانگی

  • آماده ی جفت گیری

  • شهوت زده

  • فحل آمده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ruttish " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ruttish" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه