ترجمه "rutty" به فارسی
ناهموار, پرشیار, پر از جای چرخ (رجوع شود به rut) بهترین ترجمه های "rutty" به فارسی هستند.
rutty
adjective
دستور زبان
Rutted. [..]
-
ناهموار
The wagon jolted over the rutty road
گاری نالهکنان در آن جاده ناهموار پیش میرفت،
-
پرشیار
-
پر از جای چرخ (رجوع شود به rut)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rutty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن