ترجمه "sack" به فارسی

کیسه, گونی, ساک بهترین ترجمه های "sack" به فارسی هستند.

sack verb noun دستور زبان

A bag; especially a large bag of strong, coarse material for storage and handling of various commodities, such as potatoes, coal, coffee; or, a bag with handles used at a supermarket, a grocery sack; or, a small bag for small items, a satchel. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیسه

    noun

    bag for commodities or items

    Ma was out in the stable with a sackful of sugar smoothing him down

    ماما توی اصطبل بود، یه کیسه قند دستش بود و داشت آ رومش میکرد.

  • گونی

    bag for commodities or items

  • ساک

    noun

    bag for commodities or items

  • ترجمه های کمتر

    • غارت کردن
    • غارت
    • جوال
    • تاراج
    • توبره
    • انبان
    • چتایی
    • گوال
    • گونده
    • چاپیدن
    • چنته
    • (آمریکا - خودمانی) بستر
    • (خودمانی - با: the)اخراج (از شغل)
    • (خودمانی) اخراج کردن
    • (زنانه) پیراهن گشاد (shift هم می گویند)
    • (زنانه) کت گشاد
    • (فوتبال آمریکایی) کوارتربک را در پشت خط بازی بر زمین افکندن
    • امکان داشتن
    • به اندازه ی یک کیسه (sackful هم می گویند)
    • به یغما کردن
    • بیرون کردن 0
    • تاراج کردن
    • در کیسه (یا گونی و غیره) ریختن
    • زندان کردن
    • شراب سپید (اسپانیایی - در سده های 61و71 در انگلیس خواهان داشت)
    • شراب سک
    • قدرت داشتن
    • پاکت بزرگ (کاغذی یا پلاستیکی)
    • چپاول (به ویژه چپاول شهر توسط قشون پیروز)
    • چپاول کردن
    • کیف پول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sack " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "sack"

عباراتی شبیه به "sack" با ترجمه به فارسی

  • (جنوب ایالات متحده) کیسه ی گونی (crocus sack هم می گویند)
  • (مردانه) کت گشاد
  • مسابقه با کیسه (دو پای شرکت کنندگان در کیسه است و باید با جهش حرکت کنند)
  • (پارچه ی ضخیم و ارزان برای کیسه و غیره) گونی · پلاس · چتایی · کیسه · گوردین
  • به اندازه ی یکی کیسه · مقدار زیاد
  • امکان داشتن · زندان کردن · قدرت داشتن
  • (آمریکا - خودمانی) آدم خوش نیت و دست و پا چلفتی · آدم بدبیار و بی عرضه · اشتباه کار · قصاب
  • کیسهها
اضافه کردن

ترجمه های "sack" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه