ترجمه "sackful" به فارسی

به اندازه ی یکی کیسه, مقدار زیاد بهترین ترجمه های "sackful" به فارسی هستند.

sackful adjective noun دستور زبان

The amount a sack would contain. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • به اندازه ی یکی کیسه

  • مقدار زیاد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sackful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sackful" با ترجمه به فارسی

  • (جنوب ایالات متحده) کیسه ی گونی (crocus sack هم می گویند)
  • (آمریکا - خودمانی) بستر · (خودمانی - با: the)اخراج (از شغل) · (خودمانی) اخراج کردن · (زنانه) پیراهن گشاد (shift هم می گویند) · (زنانه) کت گشاد · (فوتبال آمریکایی) کوارتربک را در پشت خط بازی بر زمین افکندن · امکان داشتن · انبان · به اندازه ی یک کیسه (sackful هم می گویند) · به یغما کردن · بیرون کردن 0 · تاراج · تاراج کردن · توبره · جوال · در کیسه (یا گونی و غیره) ریختن · زندان کردن · ساک · شراب سپید (اسپانیایی - در سده های 61و71 در انگلیس خواهان داشت) · شراب سک · غارت · غارت کردن · قدرت داشتن · پاکت بزرگ (کاغذی یا پلاستیکی) · چاپیدن · چتایی · چنته · چپاول (به ویژه چپاول شهر توسط قشون پیروز) · چپاول کردن · کیسه · کیف پول · گوال · گونده · گونی
  • (مردانه) کت گشاد
  • مسابقه با کیسه (دو پای شرکت کنندگان در کیسه است و باید با جهش حرکت کنند)
  • (پارچه ی ضخیم و ارزان برای کیسه و غیره) گونی · پلاس · چتایی · کیسه · گوردین
  • امکان داشتن · زندان کردن · قدرت داشتن
  • (آمریکا - خودمانی) آدم خوش نیت و دست و پا چلفتی · آدم بدبیار و بی عرضه · اشتباه کار · قصاب
  • کیسهها
اضافه کردن

ترجمه های "sackful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه